تبليغاتX
مستطیل سبز
یکشنبه 1387/04/02

1)  مجتبي جباري از لگد زدن به ابراهيم تقي پور چه قصدي داشت؟

الف- سنجش آمادگي جسماني تقي پور

ب- سنجش اثرگذاري استوكهاي كفشش

ج- محض تنوع و مزاح

د- ساير موارد

 

2)  استعداد علي عليزاده در كدام بخش فوتبال بيشتر است؟

الف- ايجاد موقعيت خطرناك بوسيله اوت دستي

ب- دادن پاس توي در بوسيله اوت دستي

ج- زدن گل بوسيله ضربه ي مستقيم اوت دستي

د- عليزاده؟ استعداد؟ فوتبال؟!!

 

3)  غلام پيرواني براي خريد بازيكنان چقدر پول مي پردازد؟

الف- هر سه سرباز يك ميليون، غير سرباز نيم ميليون

ب- كنترات- فصلي يك ميليون، روز مزد- روزي هفت تومن

ج- از بازيكنان پول دستي هم مي گيرد

د- تمامي موارد

 

      ۴) اگر ليگ برتر 4 هفته ديگر ادامه داشت چه اتفاقي مي افتاد؟

الف- پرسپوليس بالاخره 75 امتيازي ميشد

ب- استقلال به دسته يك سقوط مي كرد

ج- علي دايي مربي تيم برزيل ميشد

د- اتفاق خاصي نمي افتاد

 

5) نقش آرش برهاني به كدام يك از موارد زير شبيه تر است؟

الف- بادام زميني

ب- شلغم

ج- كدو تنبل

د-  گوجه وارداتي!

 

6) راز موفقيت پرسپوليس را در فصل جاري چه مي دانيد؟

الف- قلب شير

ب- بازي بين المللي

ج- روحيه قهرماني

د- عادل فردوسي پور

 

7) كدام بازيكن زير نزد افشين قطبي محبوب تر است؟

الف- بهادر عبدي

ب- واحدي نيكبخت

ج- علي دايي

د- شيث رضايي

 

8) اگر شما جاي فيروز كريمي بوديد چه مي كرديد؟

الف- خودم را با سيانور خلاص مي كردم

ب- از بالاي برج ميلاد پايين مي پريدم

ج- از خداوند طلب استغفار مي كردم

د- به روش علي اصغري خودسوزي مي كردم

 

9) آقايان واحدي نيكبخت- بالاك- خليلي- برهاني به ترتيب چه خصوصياتي دارند؟

الف- فرصت طلبي- پر رويي- شوت بودن- حرفه اي گري

ب- حرفه اي گري- شوت بودن- پر رويي- فرصت طلبي

ج- پر رويي- حرفه اي گري- فرصت طلبي- شوت بودن

د- شوت بودن- فرصت طلبي- حرفه اي گري- پر رويي

 

۱۰) سرنوشت انتخاب سرمربی پرسپولیس چه خواهد شد؟

الف- مثل فیلمهای هندی افشین قطبی را متقاعد به بازگشت می کنند

ب- حمید استیلی مدیر عامل و افشین پیروانی سرمربی می شود

ج- علی دایی با حفظ سمت سرمربی پرسپولیس هم می شود!

د- سرمربی بهانه است! استاد اسدی ماساژور سرمربی جدید می شود

 

نوشته شده توسط تاند در 14:6 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

جمعه 1387/03/24

نوشته شده توسط تاند در 16:23 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

یکشنبه 1387/02/29
دیدی لیگ هفتم، به جام هم رسیدیم
تو بازی آخر، چه رنجی کشیدیم
دیدی لیگ هفتم، طلسم رو شکستیم
تو وقت اضافی، دهن‌ها رو بستیم
کم شد امتیازات، عجب بغضی کردیم
می‌گفتیم که می‌شه؟ بازم برمی‌گردیم؟
ولیکن یه عمره که ما پرسپولیسیم
با افشین قطبی! نه ما باج نمی‌دیم
تو بحران و وحشت، ما مردان مردیم
مثل پروانه‌ها ما، دور تیم می‌گردیم
دیدی لیگ هفتم، نشون داد یه گنگیم
که تا پای جون هم واسه جام می‌جنگیم
دیدی لیگ هفتم، سپاهان رو بردیم
ویرا می‌گفت که عجب گلی خوردیم!
اینه پرسپولس و اینه لیگ هفتم
کجاست تیم آبی، کجاها شده گم
دل شیر که می‌گن یعنی پرسپولیسه
یعنی پای حرفش تا آخر می‌ایسته
حماسه می‌سازه تو میدون دشمن
عجب بازی‌ای بود، چه غوغایی کردن
دیدی لیگ هفتم، فقط لیگ ما بود
حساب بقیه، از ماها جدا بود
دم بچه‌ها گرم، شدیم ما سرافراز
حالا جام تو خونه‌س، شدیم قهرمان باز

هیچ چیز مثل گل دقیقه‌ی ۹۶ سپهر حیدری نمی‌تونست خستگی این فصل رو از تن طرفدارای پرسپولیس در کنه، به راستی که این قهرمانی حق تک تک بازیکنای زحمت‌کش پرسپولیس و جنتلمنی چون افشین قطبی بود. امیدوارم تیم بعد از این قهرمانی دچار حادثه‌های تکراری گذشته نشه. این شعر رو هم تقدیم می‌کنم به همه‌ی هوادرای پرسپولیس هر چند ناچیزه.

نوشته شده توسط تاند در 12:52 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

یکشنبه 1387/02/29

ای سرخ تو ما را به کجا می کشی ای سرخ

تو سروری و اول ِ دلها شده ای سرخ

این شورش و بلوا ی همه از هنر توست

پیروز شدی، شاد بکردی همه را سرخ

چون نقش تو بر قامت فولاد بیافتاد

بنگر1 رُخشان زرد بکردی همه را سرخ

فی و فی2 و توییتر همه سرخ اند هم اینک

هر دف3 که نگه می کنمت سروری، ای سرخ

رخساره ی فیروز نگر آراسته ی خون

هنگامه ی عشق است که دشمن شده هم سرخ

این جام که در دست تو امروز درخشد

حسرت بنهد بر دل آن دشمنت ای سرخ

آن شش پوئنی را که به غفلت بپراندی

در یاد بماند، مثل آن شش گلت ای سرخ

پیروزی4 تو قطبی رو سلطان کند امشب

این حرفا رو بی خیال، سرخیت رو عشق است ای سرخ

توضیحات:

1: این بیت ایهام داره شدیدا، اشاره به محسن بنگر، زردی لباس سپاهان و غیره، مناسب برای تکمیل یک مثنوی هفتاد من

2: فی فی= فرندفید

3: دف= دفعه

4: این هم مثل گزینه ی اول ایهام دارد. لازم به ذکر است در این قسمت قافیه تنگ بود و شاعر به جفنگ گویی روی آورد.

با الهام از یکی از اشعار (ه.ا. سایه) گفتم چون شنیدم اون هم پرسپولیسیه. در ضمن ما که رفتیم آسیا البته اگر کاشانی وسط راه سوتی نده.

نوشته شده توسط تاند در 12:48 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

سه شنبه 1387/02/17

یکی از چیزهایی که این طرفها به وفور یافت می شود، بچه های کم سن و سالی هستند که به ظاهر ایرانی اند، اما هیچ شباهتی به ایران و ایرانی ندارند. بسیاری از آنها حتی زبان فارسی را هم بلد نیستند و برخی از آنان که می توانند دست و پا شکسته منظورشان را برسانند، چیز زیادی از ایران نمی دانند.
چند وقت پیش به همراه دوستی که خیلی برای مترقی نشان دادن سیمای جمهوری اسلامی احساس وظیفه می کند، منزل یکی از دوستان بودیم که یک فرزند 16 ساله داشت با همان تفاسیری که ذکر شد. گویا این هموطن 16 ساله به دیدن یکی از مسابقات ورزشی رفته بود که بانوان ایرانی هم در آن شرکت داشتند. نوع پوشش بانوان ایرانی سوالاتی را در ذهن این هموطن 16 ساله و دیگر دوستان وی ایجاد کرده بود که وی را بر آن داشت تا آن سوالات را با یک ایران شناس متبحر!! در میان بگذارد. از آنجایی که بنده اعتقاد دارم ملاقه فرو کردن در بعضی چیزها اصلا خوب نیست و باعث می شود تا بوی بد آن به مشام همه برسد، سعی کردم تا موضوع بحث را عوض کنم اما این دوست ما با نادیده گرفتن توصیه های ایمنی و به قصد تنویر افکار عمومی، به جنگ نوجوان 16 ساله ای رفت که با سوالات ساده و بی آلایش خود به ما فهماند که بایدها و نبایدهای امروز ایران از چنان منطق بی پشتوانه ای برخوردارند که حتی از قانع کردن یک نوجوان 16 سالهء سوئدی هم ناتوان است. توجه شما را به این سوال و جواب جلب می کنم:

ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاند در 12:40 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

چهارشنبه 1387/02/11

چند روز پيش چند كيلو سبزي خريدم، هنگامي كه مي خواستم كاغذ باطله هايي را كه سبزي در آن پيچيده شده بود به دور بيندازم، ناگهان توجهم به مطالبي كه در آن نوشته شده بود جلب شد، بعد از كمي مطالعه آگاه شدم اين صفحات همانا قسمتهايي از دفتر خاطرات دايي و همچنين يكي از مسؤولان فدراسيون فوتبال است، البته خودم هم نفهميدم دفتر خاطرات اين دو نفر دست سبزي فروش محلمان چه كار مي كند، توجه شما را به خواندن قسمت هايي از اين صفحات جلب مي كنم؛

دوشنبه ( از دفتر خاطرات يكي از مسؤولان فدراسيون فوتبال): با توجه به لابي هايي كه انجام شده، تصميم نهايي اين شد كه قطبي رو به عنوان سرمربيگري تيم ملي انتخاب كنيم.

دوشنبه ( از دفتر خاطرات علي دايي): با صحبتهايي كه امروز سخنگوي فدراسيون فوتبال در مورد شرايط و خصوصيات سرمربي تيم ملي انجام داد، مطمئن هستم من رو انتخاب نكردند، عجيبه اين قطبي چه جوري لابي بسته كه لابي اش از من هم قوي تر بوده، حالا كه اين طوري شد هر چند از اين عادل خوشم نمي ياد، اما بهش اس ام اس مي زنم باهام در برنامه نود تماس بگيره، اگه بفهمه مي خوام افشاگري كنم و برنامه اش رو داغ و جنجالي كنم، حتماً بهم زنگ مي زنه.

سه شنبه (از دفتر خاطرات يكي از مسؤولان فدراسيون فوتبال): ديشب نود يه چيزه ديگه بود، علي دايي حرف هايي زد كه واقعاً روم تأثير گذاشت، متحول شدم، راست مي گه، اصلا كار درستي نيست كه با لابي بازي مربي تيم ملي رو انتخاب كنيم، بايد معيارهاي اصولي تري رو براي اين انتخاب سرنوشت ساز در نظر بگيريم.

سه شنبه ( از دفتر خاطرات علي دايي): ديشب شب خوبي بود، اساسي زير آب قطبي و قلعه نويي رو زدم، ورداشتم توي برنامه مستقيم تلويزيوني گفتم كه هر كي لابي اش قوي تر باشه، مربي تيم ملي ميشه.

تذكر: توقع نداريد كه سبزي فروش محلمون تمام صفحات دفتر خاطرات رو به ما داده باشه، متأسفانه باقي صفحات در دسترس نيست جز اين دو صفحه كه مربوط به روز يك شنبه هفته بعد مي شه.

يك شنبه (از دفتر خاطرات يكي از مسؤولان فدراسيون فوتبال): با خردجمعي در مورد معيارهاي اصولي براي انتخاب سرمربي تيم ملي به نتايجي رسيديم، بيشتر دوستان بر اين عقيده بودند ديگر زمان انتخاب مربي بوسيله گل يا پوچ گذشته است و تجربه ناموفق قلعه نويي را شاهدي بر اين ادعا دانستند و معتقد بودند لابي بازي هم كار ورزشي اي نيست، بالاخره تصميم بر اين شد بوسيله شير يا خط مربي را انتخاب كنيم، يكي از دوستان مي گفت اين روش در فوتبال گامبولا مورد استفاده قرار گرفته و جواب هم داده است، شير يا خط را انجام داديم و دايي به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب شد، به يكي از دوستان گفتيم با ايشان تماس بگيرند و تبريك بگويند.

يك شنبه ( از دفتر خاطرات علي دايي): باورم نميشه، از فدراسيون باهام تماس گرفتند و گفتند من مربي تيم ملي شدم، از يك طرف خوشحالم و از طرف ديگه نگران، فردا اين عادل رو چكار كنم؟ كاش توي برنامه هفته پيش نمي گفتم هر كي لابي اش قوي تر باشه مربي تيم ملي ميشه، حتماً عادل مي پرسه من با كي لابي كردم، بايد يك جواب درست و حسابي براي اين سؤالش پيدا كنم ...

چاپ شده در روزنامه قدس

نوشته شده توسط تاند در 8:6 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

یکشنبه 1387/02/01
خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام

**آخرین باری که نوانکو کانو پیراهن ارسنال را پوشید کی بود؟آنچه مسلم است اینکه هواداران توپچی ها خاطره حضور مهاجم نیجریه ای در لندن را از یاد برده اند پیمان یوسفی در بازی ارسنال و واتفورد 40 دقیقه ادبایور را کانو خطاب کرد و وقتی او را در جریان تماس های تلفنی مردم قرار دادند گفت(واقعا عذر میخوام اسم این اقا ادبایور است کانو دیگر در ارسنال بازی نمیکند)
**در جریان بازی سپاهان و ذوب اهن در جام حذفی از یکی از داوران قدیمی کشور به نام عرب براقی تقدیر شد . پس از سوت پایان بازی عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت :*بینندگان عزیز در خدمت زنده یاد (!) عرب براقی هستیم*
**دقایق پایانی بازی برزیل و هلند در مرحله نهایی جام جهانی 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفیع گفت:((و این هم سوت پایان بازی)) برزیلی ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به امید اینکه داور خیلی زود خاتمه بازی را اعلام کند سکوت کرد یک دقیقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفیع هم بدون انکه خم به ابرو بیاورد سکوت را شکست و گفت ((حالا رونالدو صاحب توپ میشه ))
**اسکندر کوتی تهیه کننده برنامه ای بود به نام [جنگ فوتبال اروپا] اینکه او در این برنامه به جای پیر و جوان و پیرزن و کودک بحث میکرد به جای خود اما حکایت بررسی بازیهای لیگ هلند توسط کوتی را هرگز فراموش نمیکنیم . در جدول رده بندی اکثر تیم ها به صورت مخفف و با سه حرف اختصاری مشخص میشدند اما کوتی
(ایند هوون)را تیم پی اس وی psv
را ای جی ایکس معرفی میکرد Ajx (اژاکس)
**در جام جهانی 1990تیم ملی ایتالیا گلزنی به نام سالواتوره اسکیلاچی رو کرد . در جریان برگزاری مسابقات هرکدام از گزارشگران به شیوه متفاوتی نام او را تلفظ میکردند. در یکی از بازیهای وقتی او دروازه حریف را باز کرد بهرام شفیع گفت((حالا اسکیلاچی ،اسکلاچی ،اشیلاچی،شیلاچی یا هر اسم دیگه ای داره من نمیدونم! به هر حال گل خودش را زد))
**در یکی از بازیهای تیم مراکش در جام جهانی 98 نام بازیکن این تیم به همراه پرچم قرمز رنگ مراکش روی صفحه تلویزیون حک شد. بهرام شفیع با هیجان فریاد زد ((بله،نفهمیدیم چی شد اما در هر صورت داور بازیکن مراکش را اخراج کرد و حالا این تیم باید ده نفره به بازی ادامه بده))
**در روزهایی که دانمارک تا مراحل پایانی جام ملت های 1992 پیش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازیکنان نه چندان مطرح این تیم را از هم میپرسیدند ، بهرام شفیع یکی دیگر از شاهکارهایش را رو کرد . مربی دانمارک دست به تعویض زد و کارگردان تلویزیونی نام بازیکن تازه وارد و بازیکن تعویضی را به همراه عبارت  DENMARK روی انتن فرستاد شفیع اسم بازیکنی که به سمت نیمکت ذخیره ها حرکت میکرد را درست تلفظ کرد اما...(( و به جای او دن مارک وارد زمین میشه!))
**در جریان یکی از بازیهای پرسپولیس در فصل گذشته که پس از افطار برگزار میشد مجید خدایی کشتی گیر ملی پوش ایرانی در میان تماشاگران حاضر شده بود وقتی تلویزیون چهره او را به تصویر کشید عادل فردوسی پور گفت((این هم مجید خدایی کشتی گیر تیم ملی فوتبال ایران))
**عباس بهروان در حین گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت نقش جهان اصفهان ((همان طوری که مشاهده میکنید شرایط جوی اصلا مناسب نیست. وزش باران و بارش باد امکان برگزاری یک بازی زیبا را از بین برده))
**بازی نیمه نهایی جام جهانی 94بین برزیل و سوئد برگزار میشد و باز هم عباس بهروانپشت میز گزارش نشسته بود.در دقیقه 9 ضربه مازینهو به تور کناری دروازه اصابت کرد و به اوت رفت ((توی دروازه ...توی دروازه..این گل میتونه نوید یک بازی پر گل و زیبا رو باشه برزیل 1 سوئد 0))البته پانزده دقیقه بعد جهانگیر کوثری که به عنوان کارشناس در استودیو حضور داشت گفت:((البته مثل اینکه ان توپ گل نشده بود .ضمن عذر خواهی از بینندگان عزیز بازی کماکان 0_0 دنبال میشه))
**اسکندر کوتی در حال گزارش بازی غیر زنده تیم ملی اتریش و یک تیم دیگر بود. بالای صفحه تلویزیون در محل مربوط به درج نام تیم ها و نتیجه بازی نام لاتین اتریش (Austria)درج شده بود و جناب گزارشگر این تیم را استرالیا خطاب میکرد.کار به جایی رسید که پس از پایان پخش این بازی ضبط شده مجری شبکه سه با اشاره به تماس های پر تعداد مردمی ضمن عذر خواهی ،اشتباه گزارشگر را تصحیح کرد.
**چلسی گل زد و جواد خیابانی در لا به لای فریادهایش گفت((بدون شک الان مردم شهر چلسی خیلی خوشحال هستند)) او بعدها این واقعیت را که در کل بریتانیا شهری تحت عنوان چلسی وجود ندارد پذیرفت. اما به عنوان اخرین دفاعیه اش مدعی شد چلسی نام محله ای در لندن و منظور گزارشگر هم اشاره به ان محله بوده است.مثل این می ماند که گزارشگر بعد از گل استقلال بگوید((الان اهالی میدان استقلال سر از پا نمی شناسند))
**کریم باقری بازیکن ارمینا بیله فلد پشت یک ضربه ایستگاهی از فاصله 30-40 متری ایستاد و مزدک میرزایی که دو مانیتور را پیش روی خود داشت برای نواخته شدن ضربه لحظه شماری میکرد . یکی از مانیتور ها مربوط به پخش مستقیم و بدون تاخیر بود و دیگری با حدود 15-10 ثانیه تاخیر تصاویر مربوط به شبکه سه را روی انتن می فرستاد.کریم در مانیتور شماره یک ضربه را زد و گزارشگر با هیجان بسیار زیاد شوت او را استثنایی لقب داد .تماشاگر تلویزیونی اما هنوز باقری را در حالی که دست به کمر زده بود و دیوار دفاعی حریف را بر انداز میکرد میدید.عکس العمل مزدک خیلی جالب بود((البته این ضربه لحظاتی بعد زده شد))
**این یکی را محمد دادکان به خاطر می اورد . قبل از اینکه رییس فدراسین فوتبال شود در یکی از برنامه های کارشناسی سیما با اجرای عباس بهروان شرکت کرد .مجری گفت((شما خیلی ساکت نشستین اقای کانداد ... ببخشید اقای دادکان))
**دوستان نزدیک هنوز اورا پولی اوف صدا میزنند داستان از این قرار است که ایشان پیش از انکه این واژه Play off سر زبان ها بیفتد لغت فارسی ان را در جایی خوانده بود و در جریان یکی از گزارش هایش گفت((اگر همین نتیجه حفظ شود سرنوشت در بازی پولی اوف مشخص خواهد شد.
**این یکی فوتبالی نیست اما خیلی قشنگه . یدالله اعتصامی در جریان گزارش مستقیم یکی از جدال های داخلی در حالی که از نمایش پسر یکی از کشتی گیران قدیمی به وجد امده بود تصمیم گرفت احساسش را در قالب یک بیت شعر بیان کند
((پسر کو ندارد نشان از پدر ...نشاید که نامش نهند آدمی!!!))
البته بسیاری از کارشناسان ادبیات معتقدند قدیم ها مصراع دوم این بیت ((تو بیگانه خوانش نخوانش پسر))بوده
**بازی پرسپولیس و تراکتور سازی بود.تابلوی تعویض بالا رفت و غلام حسین دین محمدی قصد داشت برای تراکتور وارد زمین شود .جواد خیابانی اما ناگهان تمام تماشاگران تلویزیونی را در جای خود میخکوب کرد ((حالا غلام حسین دین محمدی برادر بزرگتر رسول خطیبی وارد زمین میشه )) او بعد ها مدعی شد نسبت خانوادگی حسین و رسول خطیبی و سیروس و غلامحسین دین محمدی را قاطی کرده.
**تمام دنیا مهاجم یوگسلاو تیم ایندهوون را ماتیو کژمان صدا میزنند اما از انجایی که جنگ فوتبال اروپا قوانین خاص خودش را دارد و املای لاتین او Kazmen بود اسکندر کوتی در عرض یک دقیقه هشت بار گفت ((ماتیو کازمن))ان روزها کاظمیان هنوز معروف نشده بود وگرنه میشد احتمال داد که این دو بازیکن را با هم اشتباه گرفته.
**و دفتر داستان های شیرین سوتی های گزارشگران را با خاطره ای ازگزارش غلامعلی پیر ایرانیدر زمان برگزاری مسابقات دسته فوق سنگین وزنه برداری بازی های اسیایی دوحه می بندیم((حالا،حسین رضا زاده وزنه 205 کیلو متری را بالای سر می برد ))این مورد البته از رادیو انتخاب شده بود
به نظر شما بهترین سوتی کدام یک است؟

******************لطفا نظر دهید*******************

نوشته شده توسط تاند در 14:5 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

چهارشنبه 1387/01/28
«كارشناسان غيرورزشي وبلاگ به مانند هميشه بدون مطالعات علمي و پس از هيچ گونه تحقيق و بررسي، راهكارهايي را براي عدم حذف تيم فوتبال كشورمان در مرحله اول جام‌هاي جهاني بعدي پيشنهاد كرده‌اند:

1- ميزبان جام جهاني شويم: زيرا در طول اين 18 دوره جام جهاني هيچ دفعه نشده كه تيم ميزبان همون مرحله اول حذف بشه. (البته از اونجا كه تيم ما همواره دوست داره شگفتي‌هاي بزرگ خلق كنه، اين احتمال وجود داره اگه ميزبان بشيم بالاخره يك شگفتي بزرگ خلق كنيم و همون مرحله اول حذف بشيم!)

2- پول، حلال مشكلات: قبل جام جهاني نفري شونصد ميليون به هر كدوم از ملي پوشها بدهيم و بهشون بگيم اگه هر بازي رو ببرن يه هواپيماي شخصي، چهار تا برج و شونزده تا بنز آخرين مدل و ... به هر كدومشون مي دهيم (آخه پنجاه ميليون هم پوله كه آدم به خاطرش تو زمين فوتبال يك ساعت و نيم بدوه و خودش رو خسته كنه؟!)

3- غيرت و تعصب: طبق برخي نظريه‌ها، تكنيك و تاكتيك و مربي حرفه‌اي و داشتن برنامه‌ريزي صحيح و بازي تداركاتي و ... همه‌اش سوسول بازيه و ما اگه با غيرت و تعصب فوتبال بازي كنيم، عمراً قهرمان جهان مي‌شيم! مگه حادثه ملبورن يادتون رفته؟! پس لازم به هيچ كاري نيست، فقط قبل هر بازي بايد كاري كنيم كه رگ غيرت فوتباليست‌ها بالا بزنه، اون وقت تموم بازي‌ها رو مثل آب خوردن مي‌بريم!

4- دعوت‌هادي ساعي به تيم ملي: از آنجا كه كعبي نتوانست در جام جهاني 2006 فك فيگو را پايين بياورد و اين يكي از مهمترين دلايل عدم راهيابي به مرحله دوم بود، بهتر است در جام‌هاي بعدي از افراد ديگري همچون هادي ساعي در تيم فوتبال استفاده كنيم و با ناقص كردن بازيكنان تكنيكي حريف از آنها امتياز بگيريم.

5- اصلاً به جام جهاني نرويم: در اين صورت ديگه در مرحله اول جام جهاني حضور نخواهيم داشت. پس در نتيجه در مرحله اول جام جهاني حذف نمي‌شويم، طرفداران فوتبال دپرس نمي‌شوند و مشكلي هم پيش نمياد!

6- كنار گذاشتن دادكان، برانكو و دايي: مطمئناً با كنار گذاشتن اين سه نفر از فوتبال، نه تنها تمام مشكلات ورزش ما به طور ريشه‌اي و زيربنايي از پايه و اساس حل مي‌شود و ما فيناليست جام جهاني خواهيم شد، بلكه هزار و يك مشكل ديگر از جمله مشكل بيكاري، ازدواج و مسكن جوانان نيز حل خواهد شد!

7- خريد پلي استيشن: البته ساده‌ترين و مطمئن‌ترين راه براي راهيابي به دور دوم بازي‌هاي جام جهاني اين است كه برويم و يك پلي استيشن به اضافه يك سي دي بازي «فيفا 2006» بخريم تا بدين وسيله ضمن سوسك كردن مكزيكي‌ها، به مرحله دوم جام جهاني صعود كرده و حتي جام طلا را هم ببريم!»
نوشته شده توسط تاند در 15:58 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

سه شنبه 1387/01/27
 
فرهنگ لغت : فوتبال
1- سرمربيSarmorabi : فردي كه مسؤوليت باخت تيم را برعهده دارد، فردي كه در صورت باخت تيم، مسؤوليت توجيه باخت را هم برعهده دارد. برخي توجيهات سر مربيها: زمين كج بود، تماشاگرها بي ادب بودند،داور بي انصاف بود، بازيكنانم بي معرفت بودند، دستهاي پنهاني در كاراست و.....
2- مدير فني :modir fani فردي كه در صورت پيروزي تيم گفته مي شود تيم را او ارنج كرده است و در صورت باخت هيچ گونه تقصيري ندارد ، همه كاره هيچكاره، هيچ كاره همه كاره!
3- داورdavar: فردي كه تماشاگرها خيلي دوستش دارند و به جاي تشويق تيمهاي مورد علاقه شان او را مورد عنايت و توجه قرار
مي دهند، اگر تيمي بازنده شود او را مسبب باخت خود مي داند و اگر بازي مساوي شود هر دو تيم او را سبب نبردن خود مي دانند!
4- تماشاگر:tamashagar زماني بهترينش را داشتيم، افرادي كه نسلشان به سوي انقراض پيش مي رود، در سالهايي دور، به ورزشگاه مي آمدند و تنها تيم مورد علاقه شان را تشويق مي كردند، امروزه برخي از آنها قبل از آمدن به ورزشگاه در گوش خود پنبه قرار مي دهند و برخي ديگر ترجيح مي دهند صداي تلويزيون را بسته و از منزل تماشا كنند.
5- تماشاگر نما:tamashagar nama تعداد بسيار اندكي از تماشاگرها كه بيشتر از نصف تماشاگران را شامل مي شوند! افرادي كه تمام عمرخود را صرف ساختن شعارهاي نا زيبا عليه مربي تيم حريف و داور مي كنند، اين افراد دلسوز، برخي مواقع فكر مي كنند داور و بازيكنان حريف تشنه و دچار كمبود ويتامين هستند و به همين علت ميوه و بطري آب برايشان پرتاب مي كنند، اين افراد مسبب اصلي باخت تيمشان را شيشه هاي اتوبوس مي دانند، برخي از اين افراد براي رهايي از فشارهاي عصبي ناشي از باخت تيمشان اقدام به خوردن صندليهاي اتوبوس مي كنند!
6- دروازه بانdarvazeban: نمونه بارز ناعدالتي در زمين فوتبال. زيرا وي تنها بازيكني است كه حق گرفتن توپ با دست را در زمين فوتبال دارد، عنصري ضد حال كه مانع زدن گل تيم حريف و خوشحالي تماشاگران مي شود.
7- توپtoop :به نوعي جسم كروي از جنس پلاستيك و يا چرم گفته مي شود، برخي از افراد نيز با كشيدن مواد مخدر(ترجيحاًَ گرد نخود) توپ مي شوند، لازم به توضيح است در تمام توپها "باد وجود داشته" و روزي پنچر مي شوند!
8- گل :gool اين عنصر در زمين فوتبال مورد بي مهريها و ستم فراواني قرار گرفته است، به طوريكه در حين بازي فوتبال برخي
بي رحمانه اقدام به زدن آن مي كنند و برخي ديگر مثل (دروازه بانان) حتي آن را مي خورند! متاسفانه تا به امروز هيچ حمايتي از مظلوميت گل در سطح بين الملل انجام گرفته نشده است !
9- آفسايدafsayd: يك نوع تله كه اكثراً افراد چاق و كم تحرك در آن گرفتار مي شوند، اين تله در جهت اشتغالزايي بوجود آمده است، بدين طريق كه دو نفر در كنار خط طولي مي ايستند و هر وقت يك نفر در تله(آفسايد) افتاد علامت مي دهند!
10- بازي جوانمردانه:bazh javan mardane زدن توپ به اوت در هنگامي كه يك بازيكن در روي زمين افتاده ....
11- وقت كشي:vaght kushi بازي ايران ـ بحرين در مسابقات مقدماتي جام جهاني 2002، عملي كه در آن بازيكنان فوتبال نشان مي دهند از هنر پيشه هاي سينمايي هيچي كم و كسر ندارند.
12- برنامه نود:barname 90 عادل فردوسي پور، مسابقهsms، گفته مي شود برخي داوران شبها با ديدن كابوس اين برنامه از خواب مي پرند، محلي براي كشيدن مو از ماست، ضرب المثل مربوطه: توپ به دست يا دست به توپ مسأله اين است!

نوشته شده توسط تاند در 14:2 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

دوشنبه 1387/01/26

 

خواب مي بينم که داريم با ناصرالدين شاه گل کوچک بازي مي کنيم، توي گل تيم حريف مهران مديري ايستاده، يک دوستي پاس مي دهد، ناصرالدين شاه به تأسي از نيکبخت واحدي قيچي برگردان مي زند توي گل و مي گويد حساب اهالي طنز را گذاشتم کف دست شان، توي دروازه آن يکي تيم غلامحسين الهام ايستاده، يک آن حريف ضدحمله مي زند و توپ مي رود توي گل. برمي گرديم مي بينيم الهام نيست. گويا دروازه را ول کرده رفته به يکي از شغل هايش برسد و برگردد، ناصرالدين شاه که شورت و جوراب ورزشي با طرح بته جقه به تن دارد قصد مي کند در تيمش اميرکبير را تعويض کند. مي پرسند چرا؟ مي گويد با نظرات ما همسو نيست. البته خوب يک پا دو پا مي زند اما در کل مشکل دارد. با خودم مي گويم خواب امشب ام عجب شلم شوربايي شده که ناگهان چشمم مي افتد به علي دايي. آمده آنجا بازي تدارکاتي جور کند براي تيم ملي اما منصرف شده.

مي گويد چون توي اين تيم مهران مديري بازي مي کند و مديري 11 سال پيش در يک آيتم يک بار با کساني که پنالتي مي زده اند شوخي کرده، ما حاضر به بازي نيستيم و مي رود. يک نيمه بازي تمام شده. بين دو نيمه ناصرالدين شاه مي گويد ناي بازي در نيمه دوم را ندارم. مي پرسم شما هنوز آن حرمسرا را داريد؟ جواب مي دهد بله، بسط اش هم داده ايم. براي اندروني جکوزي و سونا هم ساخته ايم مثل دسته گل. بحث بر سر اين است که گويا مارادونا تمايل کرده بيايد بازي کند اما مشکلش اينجاست که بالاتنه اش لخت است چون پيراهنش را تقديم کرده به آقاي احمدي نژاد.

من مي گويم خودم به جاي ناصرالدين شاه بازي مي کنم. مي گويند نمي شود صلاحيت نداري. مي گويم مشکل تيم حل مي شود ها. مي گويند مشکل تيم به دوران خاتمي مربوط است و نه هيچ چيز ديگر. هيلاري کلينتون و اوباما هم دارند بازي را تماشا مي کنند. داد مي زنم خوبي اوبي، اوباما برايم دست تکان مي دهد. چون آدم خانواده دوستي هستم محل سگ هم به هيلاري نمي گذارم. مسوول اسکوربورد نتيجه بازي را 22 به نيم ثبت کرده، مي گويم اين چيست؟ جواب مي دهد من به بازي کار ندارم نرخ تورم را اينجا نوشتم، بازي دارد تمام مي شود در حالي که تماشاگران شعار مي دهند چي صدا کنم تو رو؟ نمي دانم منظورشان به کيست.

نوشته شده توسط تاند در 7:48 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

یکشنبه 1387/01/04
کاریکاتور این روز مستطیل سبز:

کاریکاتور رونالدو:        Ronlado


RONALDO CARTOON


نوشته شده توسط تاند در 7:47 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

جمعه 1387/01/02
                

شب شده فوتبالیاش خواب ندارن            کاری بـــــا آفتاب و مهتاب ندارن

واسه انتظار دیگـــــــه تاب ندارن             میگن این برنامه ها صاب ندارن؟

                              "عادل" امشب واسه چی دیر اومده؟

                               بچه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                      *

بحثـــــای داوری غوغــا می کنه             "فنایی" فیلمـــو تماشا می کنه

بازیکن خطاشـــو حاشا می کنه             اسلوموشن اونــو رسوا می کنه!

                            -این کجاش تکله ، پسر جان ، لگده!

                             بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                     *

این از اون یه حرف زشتی شنیده           "نصرتی" رو سـاق "بنگــــر"پریده

"کاظمی" گیسای "شیثو "کشیده           خطــــا رو "مـــرادی" گیرم ندیده-

                               کمکش آخ چــــــــــرا پرچم نزده؟!

                               بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                     *

وقتی داور یه کم آسون می گیره         دفاع از هافبکه نیشگـون می گیره!

جلوی چشمو یهو خون می گیره           یهو مصدوم پا میشه جون می گیره

                                 دوربین اون بالا تـــــــو کــــار رصده

                                 بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                      *

دوربینش شکـــــارچـی حواشیه            گاهی هم مشغــول دونه پاشیه

فکر نکن تــــــو این زمینه ناشیه             وقتی که میره ســـــراغ حاشیه

                        ده تا هم روش میذاره، گاهی صده!!

                         بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                    *

توی تمرین "خطیبی" قدری شله           "واحـــدی" این روزا قــدری تپله

کار "شیری" روی "طالب لو" فوله           نه قبول نیس آقــا ،کی گفته گله؟

                             همــــــــه دیدن گله مردوده، رده!

                            بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                     *

ســـــر تیم مـــــا رو پخ پخ بریدن            ســـــه تایی رو گلـــــــر ما پریدن

فحشمـــون دادن و مردم شنیدن          اینکه شش تــــــا گل ما رو ندیدن-

                             همش از روی لجــــــــه یا حسده!

                             بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                       *

این میگه: من تو رو افشا می کنم!        اون میگه: مشت تو رو وا می کنم!

اگــــه دعـوا داری دعـــوا می کنم          یه گزارش واســـــه فیفا می کنم

                               مواظب باش تــــوی دستم سنده!

                               بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                      *

"فيروز" این ور نداره عصب-مصب          پريده  روي  هوا ســـه چار وجب!

"جلالی" افتــاده تـــوی تاب و تب           تو لکــه "بیژن ذوالفقــــــار نسب"

                            بحث "فرهـاد" و "اميـر" و "صمده"

                            بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!                                      

                                                      *

 "مس کرمان" شده فکّش پياده              "سایپـا" هی باخته ولی وا نداده        

"صبا باتری" میگـه شارژم زیاده               "راه آهـن" ســــرور برج میلاده!!

                            "اکبر آقــا" کارشو خـــــــــوب بلده

                            بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                      *

روی سکّو یکی معقول می شینه           بازی رو محترمــــــــانه می بینه

اون يکي -اونکـــــه اراذل ترينه  -           پشت هم ترقه هـــاش تو  زمینه

                             اونیکه ســـــــــوراخه انگار خرده!!

                             بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                     *

اگه تیمش ببـــازه خـون می کنه            ولوله تـــــــــوی خیابون می کنه

دل مردم رو پریشـــــون می کنه            خط واحد ها رو داغـــون می کنه

                               این تماشاگـــــــــــره یا دیو و دده؟!

                               بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                     *

چفدَر فوتبــــال مــــا  هــای لِوِله            تیم ملی تــــــــوی کوچه ها وله

کشتی فدراسیون تــــــــوی گله            چش بــــه راه ملــــــــــوان زبله

                              توی این دریـــــــا عجب جزر و مده

                              بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                                      *

همه ي برنامـــه ها باد  هــــــوا             شده فوتبــــال يه مريض بي نوا

رودلش هزارتـــــــــا درد بي دوا             ما ميگيم امّـــــــا کو گوش شنوا

                              "بوالفضول"! گير نده ، اين کارا بده!

                              بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!

                                         ۱۳۸۷

 

                                 

نوشته شده توسط تاند در 22:20 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

پنجشنبه 1387/01/01
کاریکاتور این روز مستطیل سبز:

کاریکاتور لیونل مسی:   Lionel MESSI


LIONEL MESSI CARTOON


نوشته شده توسط تاند در 14:7 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

سه شنبه 1386/12/28

تاند

هر دو شنبه شب عادل فردوسي پور به كمك ميمهانان برنامه اش و با هنرمندي ديگر فوتباليستها و مربيان برنامه اي شاد و مفرح و پربيننده را رقم مي زند، اين برنامه كه سراسر بر پايه بداهه بوده و فاقد نويسنده و ايضاً سرپرست نويسندگان مي باشد در حيطه طنز تصويري گوي سبقت را از تمام برنامه ها و مخصوصاً « باغ مظفر» ربوده است؛ متن زير تنها گزيده اي كوچك از برنامه ديشب نود ( 11/10/85) مي باشد، توضيح ضروري اينكه در اين برنامه مثلث فردوسي پور، غياثي و محصص كامل بود و نود شاهد يكي از بهترين برنامه هايش بود.

 

1- فردوسي پور(خطاب به مهمانان): ۱۸۸۰۰۰ نفر جواب درست مسابقه رو دادند، پنج تا شماره انتخاب كنيد،

غياثي: 8

محصص: 18

فردوسي پور: شماره هاي بالا هم انتخاب كنيد،

غياثي: 118

محصص: 190

فردوسي پور: با توجه به اينكه ۱۸۸۰۰۰نفر در مسابقه شركت مي كنند، يك شماره خيلي بالا بگيد،

غياثي: 999 (!)

توضيح ضروري: حالا چه اجباريه عدد بزرگ باشه؟! شايد مهمانان برنامه بلد نباشند از 1000 بيشتر بشمارند!

 

2-  بازي استقلال- سايپا نشان داده مي شود،

- بازيكن نيمكت نشين سايپا(كه داور ادعا مي كرد به خاطر فحاشي اخراجش كرده است): گوش هاي قهرماني خيلي خوب كار ميكنه، سال پيش هم در حاليكه عنايتي در سي متري اون بود گفت بهم فحش دادي و اخراجش كرد!

- صحنه اخراج اكپرپور چندين نوبت جلو عقب ميشود و بالاخره كارشناس داوري كشف مي كند كه احتمالاً اكپرپورهم فحش داده!

فردوسي پور: اصولاً گوش هاي قهرماني خوب كار مي كنه ... خيلي ها رو با گوش هاش(!) اخراج كرده! ( در اين لحظه صداي خنده تمام استديو رو پر مي كنه، پشت صحنه هم به خنده مي افتند!)

- توضيحات تكميلي: علاوه بر اخراج اين دو نفر به علت فحاشي، قهرماني در مصاحبه با روزنامه خراسان ادعا كرد، ارزاني هم به علت فحاشي از زمين مسابقه اخراج شده است، يك موضوع جالب هم اينكه قهرماني در پاسخ گزارشگر اين روزنامه مبني بر اينكه اضافه وزن داريد گفت:« لباس هايم تنگ بود وگرنه من چاق نيستم!»

به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاند در 7:54 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

دوشنبه 1386/12/27
از آنجایی که سرمربی فوتبال هم مثل پودر لباسشویی قحط شده و هرشب رییس فدراسیون فوتبال عینهو لولک (شخصیت لاغر و دراز در کارتن بولک و لولک م.) که کت داداش بدنسازش را پوشیده باشد به تلویزیون می آید و لبخند می زند و نگاه شرمنده اش را به گل قالی می دوزد و وعده ی سرخرمن می دهد و از آنجایی که هرچی خواستی را از ما بگیر ولی این فوتبال و افتخار ملی و خداداد عزیزی عجب گل تمیزی را از ما نگیر بر آن شدیم ببینیم افراد زیر بعد از قبول سرمربیگری تیم ملی چه می گویند:
1. غلام پیروانی
بعد از پیروزی: این بچه ها خوب فوتبال کِردن. یه مشت جکِ جوون رو ریختیم تو زمین که یه بلیط اتوبوسو تو جیبشون ندارن.
بعد از شکست(با چشمون قرمز): ما ای تیمو با بیست میلیون بستیم. یه مشت سرباز صفرو به ما دادن. با تیرکمون ما رو فرستادن به جنگ ژ. ث. ای بچه ها الان یه هفته اس نون نخوردن. اون ممد پابرهنه بازی می کنه قِرار بوده آقای مجیدی براش کفش بفرسته هنوز نفرستاده ولی گفته تا بازی با کویت می فرستم. تو شیرازم که غریبیم. جون بچه هاتون یه کمکی بکنین این شب جمعه ای. 
2. افشین قطبی
بعد از پیروزی: نیمه ی اول سازمانداری تیم بد بود. بعد نیمه دوم سازمانداری و انرژی خوب شد و تیم من نشان داد که دل شیر دارد.
بعد از شکست: سازمانداری تیم بد بود ولی هنوز تیم من دل شیر دارد.
لطیفه ی خنک: یه روز به افشین قطبی می گن یه جمله به فارسی بگو که توش سازمانداری و دل شیر نباشه. افشین قطبی هوا بهش نمی رسه خفه می شه.
3. امیر قلعه نوعی
بعد از پیروزی: من که گفتم اگه بهم وقت بدین تیم رو می برم جام جهانی 2026.
بعد از شکست: اگه مدافع اونها دقیقه ی نود سه تا گل به خودشون می زد و گلر اونها از دو دست و دو پا فلج بود و داور هم هفت هشت تا پنالتی به نفع ما می گرفت و سه تا از اونها رو اخراج می کرد و شیب زمین هم به سمت اونها بود، اوضاع الان سیصد و شصت درجه بلکه هم بیشتر فرق می کرد.
به ادامه بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاند در 21:48 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

شنبه 1386/12/25

 

درود به همه دوستان خوبم

حتما خیلی از شماها تا به حال بیننده یا شنونده برنامه های ورزشی بودید و حتما خیلی هاتون هم با سوتی های عجیب گزارشگرها مواجه شدید ...

خیلی وقتها این سوتی ها باعث خنده من و شما شده و بعضی وقتها هم آقایون گزارشگر بدجوری روی اعصاب آدم رژه میرن !!!

به قول یکی از دوستام : برای اینکه زیباترین مسابقه فوتبال رو به یک مسابقه کسل کننده و اعصاب خورد کن تبدیل کنی کافیه گزارشش رو بسپاری به سلاطین سوتی : شفیع، بهروان یا خیابانی !!!

البته من شخصا تمشک طلایی رو به آقای علیفر میدم که نمیدونم چرا با این همه اطلاعات فنی ؛ سرمربی رئال مادرید و منچستر یونایتد نمیشه !!! (لابد چون در فوتبال چیزی قابل پیش بینی نیست!!!)

با این مقدمه با هم چند تا از این سوتی ها رو که از بین هزاران سوتی گلچین شدند میخونیم :

 

-----------------------------------------

آخرين باري که نوانکو کانو پيراهن ارسنال را پوشيد کي بود؟!  آنچه مسلم است اينکه هواداران توپچي های آرسنال خاطره حضور مهاجم نيجريه اي در لندن را از ياد برده اند ...

پيمان يوسفي در بازي ارسنال و واتفورد 40 دقيقه آدبايور را کانو خطاب کرد و وقتي او را در جريان تماس هاي تلفني مردم قرار دادند گفت : واقعا عذر ميخوام اسم اين اقا ادبايور است کانو ديگر در ارسنال بازي نميکند !!! 

-----------------------------------------

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاند در 9:26 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

دوشنبه 1386/12/20
کاریکاتور دیدیئر دروگبا:  Didier DROGBA


DIDIER DROGBA CARTOON


نوشته شده توسط تاند در 15:44 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

یکشنبه 1386/12/19
کاریکاتور این روز مستطیل سبز:

کاریکاتور کریستین رونالدو:Cristiano RONALDO


c.ronaldo cartoon

نوشته شده توسط تاند در 13:14 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

جمعه 1386/12/17
هر روز یک کاریکاتور از دنیای فوتبال

کاریکاتور فیگو:      Figo


figo cartoon

نوشته شده توسط تاند در 13:29 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

پنجشنبه 1386/12/16
نوشته شده توسط تاند در 15:50 با موضوع: طنز نوشته های ورزشی وکاریکاتور | لینک ثابت |

چهارشنبه 1386/12/15

شخصیت ها:

فردوسی پور:راوی

برانکو:زال

چلنگر:سیمرغ

علی دایی: رستم یک

اتاق فرمان:سلطان محمود غزنوی

مربی پرتغال:افراسیاب

امیر تاجیک:عنصری

ماکسیما:رخش

 

فصل اول :بیوغرافی" راوی"

 

ابوالعادل فردوسی پور:

_ منم عادل و " جام جم" حامی ام / ز اصحاب آکبند "ضرغامی" ام

بسی رنج بردم در این سال ده / نود نمره دادم به فوتبال ده

به "فوتی" و "بالی" به جنگ نود / نهادم سرکارتان تا ابد

در این جام جم فتنه برپا کنم / نود "نورچشمی" سیما کنم

به بالا برم این یکی تا به عرش / ز عرش آورم آن یکی را به فرش

کنم نقد هر کس که طالب شوم / به هر کل کلی بنده غالب شوم

به جان برانکو که تا زنده ام / سوپر مجری "جام جم" بنده ام

 

صدا از اتاق فرمان:

_به فکت نهادی مگر آرمیچر / برانکو بود پشت خط منتظر

ببردی سرم را به شهنامه ات / برو بر سر اصل برنامه ات!

 

فردوسی پور( خارج از وزن):چه میکنه این اتاق فرمان!!!

 

فصل دوم : ورود برانکو و چلنگر به کارزار

فردوسی پور:

برانکو تلفنی مهمان ماست / بگوید به ما چار کلام حرف راست

کنارش چلنگر به اعجاز جم / کند ترجمه با لسان عجم

الا ایها الکچ ،چنینه سوال / که آیا رسد تیم ما  تا فینال؟!!

برانکو(پس از ترجمه سوال ):

_فینال بی خیال شو  ، تو بنگر که حال /چه بر ما رود بازی با پرتغال!

چلنگر:

_برانکو می گه با یکی فوت بال / با این تیم باحال می ریم تا فینال!

برانکو (متوجه ترجمه بی ربط چلنگر می شود):

چلنگر!چو هر دم تو باشی به بر / نیازی به دشمن ندارم دگر !

 

فصل سوم : رزم نامه ی علی دایی

 

فردوسی پور:

_الان پشت خطه کاپیتان دایی / همون که به زندان داده  لاپایی!

علی دایی:

_منم هدزن تیم ملی داداش / تا صدسال دیگه می مونم باهاش

منم یار فیکس و همه ش در زمین /که ارث پدرجد من باشد این

فقط توپ به فرق سرم می رسه / از گردن به پایین من بی حسه

به آنگول و مکزیک و هم پرتغال / بگو دایی آمد واسه ضد حال

که دروازه شان غرق در گل کنم / با پشت سر و فرق گل کنم

محاله به باختن یه وخ تن بدیم / یا این که یه وخ تن به باختن بدیم

باید قبل از این که به میدون برم / تشکر کنم از پدر ، مادرم !

 

فصل چهارم : رزم دایی با مربی پرتغال

 

فردوسی پور:

_کچ پرتغال پشت خط معطله / بسی شاکی از این همه کل کله

مربی پرتغال (خطاب به دایی):

_تو را با گل و توپ فوتبال چه کار؟ /برو توی باغچه ات بشین گل بکار!

چلنگر:

_مربی می گه قبل بازی می یاد / یه کم فرصت پاچه خواری می خواد !

برانکو:

_من آنم که دایی بود بازی کن / بگو زود برو دایی را راضی کن!

چلنگر(خطاب به دایی ):

_ کچ پرتغال گف بگویم به تان / می یاد بهر خاراندن پاچه تان !

دایی:

_بگو وقت قبلی بگیره طرف / واسه پاچه خواری بره تو صف

به بازی چنانش زنم ضد حال / کز آلمان دود تا ته پرتغال !

 

طرفداران "صبا باتری"در اتاق فرمان (خارج از وزن ):

_بابا تو دیگه کی هسی / می گن علی دایی هسی !